آيا مورچه ها داراي حس بويايي هستند؟
مورچه ها بقدري حيوانات شگفت انگيزي هستند كه اگر بخواهيم داستان جذاب زندگي آنها را بيان كنيم به صفحات بيشتري نياز داريم. بنابر اين، فقط به ذكر پاره اي از حقايق زندگي آنان مي پردازيم. ابتدا بايد بگوييم كه مورچه ها را در شنهاي بيابان،چمنزارها، ساحل درياها، دامنه كوهها، در اعماق جنگلها و خلاصه در تمام نقاط دنيا البته جز در قله هاي مرتفع كوهها مي توان يافت. اين حشرات قادر به تحمل همه نوع آب و هوايي هستند. هزاران گونه مختلف مورچه يافت مي شود كه همگي در ارتباط با زنبورهاي عسل و زنبورهاي معمولي هستند، يعني مورچگان به اين دسته از حشرات تعلق دارند. همه مورچه ها اجتماعي اند، يعني مورچه ها در دسته هاي جدا از هم زندگي مي كنند. در هر دسته سه نوع مورچه وجود دارد، نرها ، ماده ها يا ملكه و كارگران. نرها و ماده هاي بيشتر گونه ها داراي بال هستند، اما كارگران بال ندارند. مورچه ملكه پس از پرواز جفتگيري، بال خود را از دست مي دهد. اندازه گروههاي مورچه ها بسيار متنوع است. برخي از اين گروهها يا دسته ها فقط شامل چند دوجين مورچه هستند، در حالي كه در دسته هاي ديگر صدها هزار مورچه فعال زندگي مي كنند. مورچه ها گرچه از نظر اندازه با يكديگر فرق بسياري دارند، ولي از جهت شكل ظاهري كم وبيش شبيه يكديگرند. بر روي سر مورچه يك جفت شاخك يا آنتن وجود دارد. اين شاخكها مدام حركت مي كنند، زيرا اينها شاخك معمولي نيستند بلكه اندامهاي بويايي جانور نيز به شمار مي روند، بنابر اين، مورچه در عين حال كه فاقد بيني است، ولي حس بويايي دارد. شاخكها همچنين به مورچه كمك مي كنند تا مورچه هاي ديگر را بشناسند و با آنها ارتباط برقرار سازد. سر مورچه شامل مغز، يك جفت چشم مركب و آرواره هاي قوي و دهان است. علاوه بر چشم مركب، بيشتر مورچه ها داراي اندام بينايي ديگري به نام چشم ساده هستند. چرخه حيات مورچه بسيار جالب است. ماده هاي يك كلني تا ارتفاع زيادي در آسمان به پرواز در مي آيند و نرها به دنبالشان مي روند. پس از اين پرواز جفتگيري، نرها فورا مي ميرند و هر ماده يا ملكه اي پايين مي رود و به تنهايي آغازگر يك گروه يا دسته جديد مي شود. او آشيانه اي حفر مي كند و تخم مي گذارد. پس از آنكه كرمهايي كه فاقد پا هستند از تخم بيرون آمدند، ملكه مادر به آنان كمك مي كند تا پيله اي به دور خود بتنند. هنگامي كه مورچه جوان به اندازه كافي رشد كرد، ملكه يك سر پيله را سوراخ مي كند و مورچه را از داخل محفظه خود خارج مي سازد. اين كارگران تازه نفس، تقريبا به فوريت زندگي پركار و فعال خود را آغاز مي كنند كه وقف ملكه و بقيه اعضاي گروه است
چرا گياهان ريشه دارند
يك گياه به دو دليل عمده ريشه است:به عنوان تكيه گاه و نگاهدارنده ،وبراي جذب نمك هاي معدني از خاك .ريشه بيشتر گياهان در خاك رشد مي كند. ريشه ها بدون دليل در خاك قرار نگرفته اند بلكه به گياه كمك مي كنند تابه رشد خود ادامه دهد. ريشه ها با امتداد دادن نوكشان هميشه با بخشهاي تازه خاك در تماس اند. هزاران زائده موئين ريشه از سطح ريشه جوان بيرون مي زنند ومواد را از خاك جذب مي كنند به همين دليل هنگامي كه يك ريشه جوان از خاك بيرون كشيده مي شودمواد خاك اغلب به زائده هاي موئين آن چسبيده اند بعضي از گياهان داراي ريشه هاي اصلي هستند. ريشه اصلي ريشه اي بزرگ و منفرد است ،يعني بسيار بزگ تر از انشعابات فرعي است گياهان ديگر چنين ريشه بزرگي ندارند بلكه داراي چندين ريشه تقريباً يكسان هستند. اينها، به اصطلاح، تشكيل يك دستگاه ريشه اليافي را مي دهند. علفها داراي ريشه اليافي هستند. خاكي كه از ابژين نوع ريشه ها زياد داشته باشد دچار فريايش نمي شود. در بسياري از گياهان ديگر، بيشتر ريشه ها از ساقه ها رشد مي كنند. براي مثال شمداني معمولي و عطري را مي توان نام برد. هنگاممي كه ريشه ها پير تر مي شوند، بعضي از آنها مقدار بسيار زيادي قند و نشاسته در خود ذخيره مي كنند. چغندر و سيب زميني مثالهاي خوبي از اين نمونه هستند. سيب زميني يك ريشه است، اما سيب زميني ترشي، با چشمهايش، يك ساقه است. تمام گياهان ريشه دار در خاك رشد نمي كنند. بعضي از گياهان ثعلب گرمسيري كه بر روي درختان به رشد خود ادامه مي دهند، ريشه هاي اسفنجي دارند كه در هوا رشد كرده، رطوبت را جذب مي كنند. پيچك انگليسي و پيچك سمي به وسيله ريشه هاي ريز هوايي به ديوارها يا درختها مي چسبند. بعضي از گياهان داراي ريشه هاي مخصوصي هستند. اين ريشه ها از ساقه هاي كه بيرون از زمين قرار دارند منشعب مي شوند وسپس رشد مي كنند و به داخل خاك فرو مي روند و به اين ترتيب تكيه گاه مناسبي براي گياه به وجود مي آورند. معدودي از ريشه ها، ماننده سيب زميني شيرين،تشكيل غنچه هايي را مي دهند كه به تدريج تبديل به شاخه هاي پر برگي مي شوند كه براي قلمه زدن مناسب اند.