يك گياه به دو دليل عمده ريشه است:به عنوان تكيه گاه و نگاهدارنده ،وبراي جذب نمك هاي معدني از خاك .ريشه بيشتر گياهان در خاك رشد مي كند. ريشه ها بدون دليل در خاك قرار نگرفته اند بلكه به گياه كمك مي كنند تابه رشد خود ادامه دهد. ريشه ها با امتداد دادن نوكشان هميشه با بخشهاي تازه خاك در تماس اند. هزاران زائده موئين ريشه از سطح ريشه جوان بيرون مي زنند ومواد را از خاك جذب مي كنند به همين دليل هنگامي كه يك ريشه جوان از خاك بيرون كشيده مي شودمواد خاك اغلب به زائده هاي موئين آن چسبيده اند بعضي از گياهان داراي ريشه هاي اصلي هستند. ريشه اصلي ريشه اي بزرگ و منفرد است ،يعني بسيار بزگ تر از انشعابات فرعي است  گياهان ديگر چنين ريشه بزرگي ندارند بلكه داراي چندين ريشه تقريباً يكسان هستند. اينها، به اصطلاح، تشكيل يك دستگاه ريشه اليافي را مي دهند. علفها داراي ريشه اليافي هستند. خاكي كه از ابژين نوع ريشه ها زياد داشته باشد دچار فريايش نمي شود. در بسياري از گياهان ديگر، بيشتر ريشه ها از ساقه ها رشد مي كنند. براي مثال شمداني معمولي و عطري را مي توان نام برد. هنگاممي كه ريشه ها پير تر مي شوند، بعضي از آنها مقدار بسيار زيادي قند و نشاسته در خود ذخيره مي كنند. چغندر و سيب زميني مثالهاي خوبي از اين نمونه هستند. سيب زميني يك ريشه است، اما سيب زميني ترشي، با چشمهايش، يك ساقه است. تمام گياهان ريشه دار در خاك رشد نمي كنند. بعضي از گياهان ثعلب گرمسيري كه بر روي درختان به رشد خود ادامه مي دهند، ريشه هاي اسفنجي دارند كه در هوا رشد كرده، رطوبت را جذب مي كنند. پيچك انگليسي و پيچك سمي به وسيله ريشه هاي ريز هوايي به ديوارها يا درختها مي چسبند. بعضي از گياهان داراي ريشه هاي مخصوصي هستند. اين ريشه ها از ساقه هاي كه بيرون از زمين قرار دارند منشعب مي شوند وسپس رشد مي كنند و به داخل خاك فرو مي روند و به اين ترتيب تكيه گاه مناسبي براي گياه به وجود مي آورند. معدودي از ريشه ها، ماننده سيب زميني شيرين،تشكيل غنچه هايي را مي دهند كه به تدريج تبديل به شاخه هاي پر برگي مي شوند كه براي قلمه زدن مناسب اند.