چرا الماس مي درخشد

 

تصور كنيد كه الماس تا اين حد كمياب و گران نبود وهمه توانايي خريدن آن را داشتند. آيا در اين صورت، الماس باز هم با ارزش بود؟

 دو دليل وجود دارد براي آنكه مردم هنوز هم تمايل به خريدن الماس داشته باشند. اول آنكه الماس سخت ترين ماده اي است كه بشر تاكنون شناخته، ودر نتيجه، در صنعت مورد استفاده هاي فراوان دارد، دوم آنكه الماس هنوز هم

زيبا است و مردم از نگاه كردن به آن لذت مي برند، الماس نتيجه فرايندي است كه در طبيعت رخ داده است .ميليون ها سال پيش زمين به تدريج سرد شد.در آن زمان  در زير پوسته زمين توده هايي از سنگ هاي مايع داغ وجود داشتند. اين توده ها حرارت و فشار فوق العاده اي را تحمل مي كردند.در نتيجه ،مولكول هاي كربن به شكل بلورهاي شفاف و متراكمي در كنارهم قرار گرفتند .يك الماس ،در حقيقت ،يك (بلور كربن) خالص است . هنگامي كه الماس را در حالت طبيعي مي يابند ، شكل ظاهري آن ،تقريبا تيره است . امروزه بشر با قدرت ابتكارو خلاقيت خويش مي تواند اين جسم تيره را تبديل به جواهر پر تلا لويي سازد كه چشم ها را خيره كند و ما همه آن را مي شناسيم .بيشتر الماس ها را از وسط اره مي كنند وهر نيمه را شكل مي دهند وآن را تبديل به الماسي مي كنند كه برليان ناميده ميشود . سپس تراش ها يا شيار هاي ريزي بر روي الماس ايجاد مي كنند .اين تراشها و شيارها باعث مي شود كه الماس بدرخشد. دليل درخشيدن اين است كه الماس داراي قدرت انكسار و انعكاس نور بالايي است، يعني هنگامي كه نور به داخل الماس وارد مي شود، بيش از هرماده ديگري آن را خم مي كند. نور به جاي آنكه از الماس عبور كند، خم مي شود بطوري كه مي شكند و دوباره به سنگ باز مي گردد. بنابر اين وقتي كه به الماس مي نگريم، مقادير بسار زيادي نور به چشمان ما باز مي گردد و زيباتر به نظر مي رسد. الماس همچنان مي تواند نور را به رنگهاي متفاوتي بشكند يا منكسر سازد. اين موضوع باعث مي شود كه الماس به صورت آتش جلوه كند. آيا مي دانستيد كه تا قبل از سال 1430 از الماس به عنوان يك جواهر شخصي استفاده نمي شد و پس از آن، يك زن فرانسوي به نام آگنس سورل استفاده از آن را مرسوم كرد؟ از آن پس اين رسم در همه جا رواج يافت.

ويولن       Violins

 

ويولن احتمالاً شناخته ترين ساز در بين تمام سازهاي اركستر غرب مي باشد اين ساز كوچكترين عضو خانواده سازهاي زهي مي باشد، اين گروه شامل : ويولن ، ويولا ، وينسل و كنترباس يا باس مضاعف مي باشند. ويولن درحدود سال 1550 از ويولن ابتدايي بنام   رباب متعلق به قرن وسطي ويك نوع لير  كه نوازنده هنگام اجرا دسته آنرا روي شانه قرار مي دهد، ابداع گرديد. هرچند جزئيات در تغيير و تحول داراي تغيراتي مي باشند، بهرحال ويولن اوليه داراي چهار سيم، گوشي هاي افقي، كمربند و سوراخهاي صدا به شكلf  كه در مدت 400 سال كمي تغيير كرده است. شروع ساخت ويولن به قرن 16 ميلادي در ايتاليا مربوط مي شود. و بعدها توسط سازندگان چون استرديواري و گارنري رشد و تكامل پيدا كرد. در مدت قرن 18 مصنفين ويولونيست مانند ويوالدي وتارتيني حوزه تكنيك نوازندگان را توسعه دادند و بعلاوه پيشرفت و تكامل آرشه در قرن 19 ميلادي بر امكانات اين ساز فراگير و جامع افزوده شد.

رباب   Rebec

لير   Lira da braccio

 

 

بلند ترين درخت كدام است ؟

 

درختان گياهان سبزي هستند كه مانند ساير گياهان ريشه ، ساقه ، برگ و دانه دارند.

 درختان را مي توان دير پاترين گياهان سبز ناميد. در شمال غربي آمريكا درختان كهنسالي به نام سكويا وجود دارندكه بيش از چهار هزار سال از عمرشان مي گذرد، يعني قرنها قبل از آنكه كريستف كلمب آمريكا را كشف كند، آنها وجود داشته اند. درختان بزرگترين گياهان سبز هستند. احتمالاً بلند ترين درختان جهان را، كه به ردوود معروف اند، در كاليفرنيا مي توان يافت. پارك جنگلي ملي هامبولت درخت عظيم الجثه اي وجود دارد كه شايد بلندترين درخت جهان باشد. اين درخت به درخت فوندر معروف است كه شايد بلندي آن به 110 متر برسد. بعضي از صاحبنظران معتقدند كه قرنها قبل درختان اكاليپتوس استراليا به بلندي درختان عظيم الجثه كاليفرنيا بوده اند. اما پس از گذشت زمانها طولاني، امروزه ارتفاع آنها در حدود 15 متر كاهش يافته است. دو نوع درخت ديگري كه با درختان رودوود كاليفرنيا قابل مقايسه هستند، عبارتند از كاج دوگلاس و سكويا كه ارتفاع آنها به حدود 91 متر مي رسد. ريشه نه تنها آب و مواد معدني را از خاك جذب مي كند بلكه به باعث مي شود كه درخت راست و استوار بر روي زمين قرار گيرد. آيا مي دانيد به همان اتدازه كه شاخه ها فضا را اشغال مي كنند   ريشه ها نيز در دل خاك گسترده مي شوند؟ جلب است اگر بدانيد كه كارشناسان مي توانند سن درختان را به وسيله شمردن حلقه هاي متحدالمركزي مقطع عرضي تنه درخت محاسبه كنند. حلقه هاي لايه هايي از جنس چوب هستند كه قسمت عرضي تنه درختان قرارگرفته اند و هر ساله يك حلقه بر تعداد حلقه هاي قبلي در پوسته درخت افزوده مي شود. هر يك حلقه نشانگر يك سال عمر درخت است ودليل اينكه تنه درخت كلفت تر مي شود همين است. درخت نه تنها بر تعداد حلقه هاي تنه بلكه بر تعداد حلقه هاي شاخه هاي خود نيز مي افزايد. رشد طولي درخت در انتهاي شاخه ها صورت مي گيرد وبه اين ترتيب بر ارتفاع گياه افزوده مي شود.بنابر اين، قسمت پايين تنه درخت يقه هرگز رشد طولي نمي كند و همواره مستحكم واستوار بر روي زمين باقي مي ماند.

آيا كاكتوسها برگ دارند ؟

 

كاكتوس گياهي است كه در شرايط آب و هوايي سخت رشد و نمو خود را ادامه مي دهد، زيرا خود را با چنان محيطي وفق داده است. اندامهاي اصلي تشكيل دهنده كاكتوس عيناً مانند ساير گياهان است. اما عملي كه برگها در ساير گياهان انجام مي دهند دركاكتوس به وسيله ساقه و شاخه انجام مي گيرد. در حقيقت نداشتن برگ و وجود شاخه ها و ساقه هاي پوشيده از تيغ به كاكتوس كمك مي كند تا در آب و هواي گرم و خشك قادر به ادامه زندگي باشند. برگهاي غالب گياهان نازك وداراي روزنه هاي هستند كه بوسيله آنها تنفس مي كنند. هنگامي كه گياه مراحل رشد سلولي را طي مي كند، آب خود را از طريق اين روزنه ها از دست مي دهد. گياه كاكتوس بايد از هر قطره آب مراقبت كند. بنابراين، كار برگها به وسيله ساقه ها و شاخه ها انجام مي گيرد. تعداد روزنه هاي كه بر پوسته ضخيم اين گياه وجو دارند چندان زياد نيست، و در نتيجه، اندامهاي آب خود را به راحتي از دست نمي دهند. چون ريشه هاي كاكتوس در سطح زمين پراكنده اند، پس از بارندگي اين گياهان به سرعت آب را به خود جذب مي كنند. اين آب كه توسط ريشه ها جذب مي شود، در ساقه هاي توخالي يا اسفنجي كاكتوس ذخيره مي شود. لايه خارجي گياه ضخيم و روغني است و باعث مي شود كه آب براي مدتهاي طولاني در گياه باقي بماند. پوسته خارجي كاكتوس داراي شيار است. بعضي از كاكتوسها مانند آكاردئوني باز و بسته مي شوند واين عمل به واسطه وجود شيارها انجام مي گيرد، يعني هنگامي كه داراي آب كافي باشند، منبسط و در موقع بي آبي منقبض مي شوند بعضي از كاكتوسها مانند لمون واين كه در هندغربي يا جزاير آنتيل واقع در خليج مكزيك مي رويند برگ هم دارند، اما در بيشتر كاكتوسها، برگها تبديل به تيغ يا سوزن يا مو شده اند. وجود اين زائده ها باعث مي شود كه گياه در مقابل جوندگان محافظت شود. در غير اين صورت ، به مصرف تغذيه آنها مي رسد، ود نتيجه، تنها گياه سبز منطقه به راحتي نابود مي شود.

طلا چگونه كشف شد ؟

 

احتماً اولين فلز شناخته شده براي انسان طلا بود. از آنجا كه اين فلز به آساني در طبيعت قابل تشخيص است ، انسان از روزهاي پيش از تاريخ در باره آن اطلاع داشت و براي آن ارزش قائل بود . اما به راستي طلا چگونه كشف شد ؟

اگرچه طلا بسار ارزشمند وكمياب مي باشد ، ولي به طور گسترده اي در طبيعت پراكنده است. اما مشكل اينجا است كه در بيشتر موارد طلاي كافي وجود ندارد تا استخراج آن را مقرون به صرفه سازد. براي مثال، آب دريا مقدار اندكي طلا است، اما ذره ها آنقدر ريز هستند كه هيچ كس نمي داند چگونه طلا را از دريا جدا كند. با وجود اين، آب اقيانوسها بقدري زياد است كه احتمالاً به طور نسبي ده هزار ميليون تن طلا در آن وجود دارد.

طلا به دو صورت در طبيعت يافت مي شود :

1 -  به طور اصلي طلا ، يعني بدون تركيب شدن با مواد معدني و يا فلزات ديگر.

2 -  درتركيب با سنگ معدن ديگر فلزات.

طلاي طبيعي را بيشتر در رگه هاي كلفت ((  كوارتز  ))  يا در توده هاي (( پيريت ))  مي توان يافت. گاهي اوقات كوارتز يا پيريت در معرض جريان آب وباد قرار مي گيرند. قطعات سنگي اطراف طلا شسته مي شود وطلاي خالص به صورت يكپارچه باقي مي ماند.

تكه هاي طلا به تدريج شسته شده  و در ته دره ها با شن و خاك مخلوط مي شوند. در چنين حالتي، آن را طلاي رسوبي  يا رسوبات طلادار مي نامند. هنگامي كه انسان طلا را براي نخستين بار كشف كرد به صورت رسوبات حاوي طلا بود. اين ذره هاي طلا اندازه هاي مختلف دارند. از اندازه هاي بسيار كوچك مانند غبار گرفته تا تكه هاي بزرگي كه در استراليا يافت مي شوند. تكه طلاي خوش آمد غريبه در حدود 70 كيلوگرم وزن دارد.

طلا گاهي در سنگ معدن فلزات ديگر نيز يافت مي شود. نقره تقريباً هميشه شامل مقداري طلا است. سنگ معدن مس به ندرت طلا است. امروزه براي حفر معدنهاي طلا تقريباً نظير حفر نظير حفر معدنهاي فلزات ديگر عمل مي كنند. سوراخ عميقي كه اصطلاحاً چاه ناميده مي شود، در زمين به سوي مخزن طلا حفر مي كنند. ممكن است عمق اين چاه در حدود يك مايل باشد. سپس معدن را منفجر مي كنند و به وسيله گاري سنگها را به داخل چاه حمل كرده، از آنجا به سطح انتقال مي دهند و پس از خرد و آسياب كردن، آنها را به شنهاي ريز به نام پاپ تبديل مي كنند وسپس با انجام يك سري عمليات شيميايي، طلا را از مواد ديگر جدا مي سازند. سه كشور اصلي كه توليد كننده طلا در جهان هستند عبارتند از : آفريقاي جنوبي ، روسيه ، ايالات متحده آمريكا.

بزرگترين آبشارهاي دنيا كدام اند؟

 

آبشار عبارت است جريان رودي كه از بالا به طور ناگهاني به سطح زمين فرو ريزد. شماري از آبشارها به صورت يك نهر باريك آب را از ارتفاع صدها پا به طرف پايين جريان دارند.بعضي از آبشارها به خاطر پهنا وحجم آب فراوان معروف هستند. در اينجا به ذكرپارهاي از آبشارهاي معروف جهان مي پردازيم.

آبشار آنجل در ونزوئلا بزرگترين آبشار دنيا است و ارتفاع آن به 980 متر و طول ارتفاع آب آن به 807 متر بالغ مي شود. اين آبشار در سال 1935 به وسيله يك هوانورد آمريكايي به نام جيمز آنجل كشف شد.

بلند ترين آبشار قاره آسيا ، به نام آبشار جرسوپا ، در هندوستان قرار دارد. اين آبشار عظيم در چهار قسمت جريان دارد ارتفاع آن 252 متر است . آبشاري كه بيشترين حجم آب را تخليه مي كند، گوآريا نام دارد. اين آبشار كه درمرز ميان برزيل و پاراگوئه واقع شده است در هرثانيه حدود 13309 متر مكعب آب را تخليه مي كند. گوآريا از هيجده آبشار كوچك تشكيل شده است كه ارتفاع متوسط آن به 60 متر مي رسد. يكي از بزرگترين آبشارهاي جهان به نام آبشار ريبون در پارك ملي كاليفرنيا واقع شده است. اين آبشار كه به صورت يكپارچه جريان دارد فقط از يك نهر باريك تشكيل شده است و از پرتگاهي به ارتفاع 490 متر به رودخانه مرسد فرو مي ريزد.

دومين آبشار معروف دنيا در آفريقاي جنوبي واقع است و توگلا نام دارد. طول آن 835 متر است و از 5 آبشار كوچك تشكيل شده.

درميان آبشارهاي معروف، به آبشار نياگارا نيز بايد اشاره كرد . اين آبشار در مسير رود نياگارا قرار گرفته كه حدود 16 ميلي شمال غرب بوفالو واقع در نيويورك مي گذرد. در حقيقت آبشار نياگارا از دو آبشار بزرگ به نامهاي آبشار هورس شو ( نعل اسبي ) يا كانادين و آمريكن تشكيل شده است . خط مرزي آمريكا وكانادا از آبشار هورس شو مي گذرد.

حدود  94 درصد آب آبشار نياگارا، يا در حقيقت  37854040 ليتر آب آن، از آبشار هورس شو در هردقيقه جريان مي يابد.

آيا حشرات خون دارند ؟

 

هنگامي كه به موجودات زنده اي كه از ما خيلي كوچكترهستند مي نگريم ، بسياري از ما تصور مي كنيم كه آنها بايد فاقد اندام هايي باشند كه ما داريم. موجودي به كوچكي يك حشره ،چطور مي تواند قلب داشته باشد؟چطور مي تواند خون و دستگاه گردش خون را در بدن كوچك خود داشته باشد؟ ولي معجزه حيات، تنها منحصر به اين نمي شود كه اين موجودات داراي اندام هستند بلكه بايد گفت :كه اندام هاي هر حشره اي براي فرم و شكل زندگي او بسيارهم كامل است.

حشرات بالغي بدني دارند كه شامل سه قسمت است:سر،سينه،شكم.در قسمت جلوي سر يك جفت شاخك وجود دارد كه آزاد است و معمولا داراي اندام هاي كوچك (بويايي)است .چشم ودهان قسمتي از سر را تشكيل مي دهند.

يك حشره نه تنها قلب دارد،بلكه خون و گردش خون هم دارد.خون به وسيله روزنه هاي دريچه دار به داخل قلب سرازير ميشود. به هنگام (انقباض) قلب،اين سوراخ هاي بسته ميشوند و خون به داخل سرخرگ ها جريان مي يابد .حشرات ،همچون ما، دستگاه مويرگي و سياهرگي ندارند.

از آنجا كه حشرات براي به دست آوردن اكسيژن به جريان گردش خون وابسته نيستند،بنابراين ،سيستم گردش خون آنان وسيع و پيشرفته نيست.

همان طور كه ميدانيد ،در بدن ما خون اكسيژن را به تمام نقاط بدن انتقال ميدهد ودر نتيجه ،ما را به ادامه حيات مي سازد.

حشرات داراي (سيستم تنفسي) متفاوت اند. آنها مجاري منشعب كوچكي دارند كه به روزنه هاي هوايي كه در اطراف بدن آنان است ،ختم ميشود .هوا مستقيماً از سطح بدن داخل ميشود واز آنجابه سلولها مي رود.

به علت اندازه آنها يك سيستم پيچيده تر ضرورتي ندارد.از سوي ديگر ،سيستم ساده بدن آنان براي حيوانات بزرگ تر كافي نيست.يك چنين سيستمي بد نيست و بيش از نيمي از تمامي موجودات زنده از آن برخوردارند.

آيا مي دانستيد نام ديگر حشره شش پا است؟اين كلمه يوناني است و به معناي(شش) و(پا) است.

پشه ها  زمستانها به كجا مي روند؟

 

درزمستان ، در نقاط سرد زمين پشه ها ديده نمي شوند،اگر چه ممكن است در آنجا حضور داشته باشند.آنها به شكل ديگري غير از آنچه ما مي شناسيم زندگي مي كنند.

يك پشه اولين بخش زندگي خود را در آب و بقيه را بر روي زمين و در هوا مي گذراند . زندگي يك پشه هنگامي آغاز مي شود كه يك پشه ماده بر روي آب راكد تخم مي گذارد.به زودي (لارو) يا كرم از تخم بيرون مي آيد و براي يافتن غذا شروع به شنا مي كند.

 در اين هنگام كرم تبديل به (شفيره) مي شود،سپس شفيره تبديل به (حشره بالغ) مي گردد و به پرواز در مي آيد. تمامي اين مراحل كه از يك تخم آغاز مي گردد و به يك پشه بالغ ختم مي شود ممكن است فقط 9 تا14 روز طول بكشد.

اما هنگامي كه فصل سرما فرامي رسد،تخم به خواب زمستاني فرو مي رود و پشه ها از تخم خارج نمي شوند .در برخي گونه هاي پشه ها، ماده بارور هم زمستان را در خواب بسر مي برد.بنا براين،پشه ها به عنوان بالغ،تخم ،كرم و نوزاد قادر هستند كه زمستان را به خوبي بگذرانند.

مساله بسيار جالب در مورد پشه ها آن است كه ما فكر مي كنيم آنها بزرگ ترين آفت در آب و هواي گرم هستند، اما حقيقت اين است كه آنها در مناطق شمالي كانادا، آلاسكا، و سيبري آفت هاي بسيار بدتري هستند و اين بدان جهت است كه تخم هاي پشه ها قادرند زمستان را در درون برف سپري سازند. هنگامي كه برف ها آب مي شوند پشه ها در گروه هايي آنچنان بزرگ از تخم بيرون مي آيند و همچون يك بلا بر سر انسان نازل مي شوند كه درباره آن داستان ها نوشته شده است .

البته ،خطري كه پشه ها براي انسان دارند منحصر به آزار و اذيت آنها نيست بلكه از اين نظر است كه اگر پس از گزيدن يك انسان بيمار، انسان سالمي را بگزند،بيماري را به اين ترتيب منتشر مي سازند.پشه هنگام مكيدن خون شخص بيمار،ميكروب بيماري او را نيز مي مكد؛سپس وقتي كه شخص سالمي را نيش مي زند همان ميكروب را به وسيله آب دهانش وارد بدن آن شخص ميكند .براي پشه ميكروب ها هيچ اهميتي ندارند‌‌ ،او فقط به خون علاقه مند است.